پایگاه اجتماع نیروهای انقلاب حول وحور ولایت برای پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی
سخنان رهبر معظم انقلاب در آستانه سال نو شمسی و در جوار حرم مطهر رضوی (ع) همواره به عنوان مانفیستی برای سیاستگذاری‌های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران در سال جاری شناخته می‌شود.

این سخنان در حقیقت راهبرد  کلی نهادها و قوای نظام جمهوری اسلامی ایران را در حوزه داخلی و بین المللی مشخص کرده و در عین حال چالش‌ها و همچنین موانع تحقق این سیاست‌گذاری‌های را نیز روشن می‌کند.

از آنجا که در سال جاری میلادی مذاکرات ایران و کشورهای پنج به علاوه یک بر سر پرونده هسته‌ای ایران مهم‌ترین موضوع در حوزه سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی را شکل می‌دهد، بنابراین حجم بالایی از این سخنرانی در سال جدید به بحث هسته‌ای و جوانب مختلف آن اختصاص یافته است.

سخنان رهبری در این حوزه از جوانب مختلف قابل بررسی است، اما شاید بتوان موضوع تحریم‌ها و امضای توافق‌نامه جامع بین ایران و کشورهای عضو پنج به علاوه یک شاه بیت اصلی موضوع مرتبط با سیاست ایران در حوزه هسته‌ای در این سخنرانی باشد.

*تاکید نظام جمهوری اسلامی بر حل دیپلماتیک پرونده هسته‌ای

شاید هسته اصلی سخنان رهبری در این سخنرانی در رابطه با موضوع هسته‌ای حل موارد مورد مناقشه بین ایران و برخی از کشورهای از طریق مذاکره و به شیوه دیپلماتیک باشد.

رهبر معظم انقلاب در این سخنرانی بر این مسئله تاکید کرده و می فرمایند: در ایران هیچ فردی مخالف حل دیپلماتیک موضوع هسته‌ای نیست اما از طرف دیگر، ملت ایران و مسئولان و هیأت مذاکره‌کننده در مقابل تحمیل‌ها و زورگویی‌های آمریکا کوتاه نخواهند آمد و با ایستادگی در این آزمون بزرگ موفق خواهند شد.

شاید مهم ترین مخاطبان اصلی این پیام برخی طرف های مذاکراتی ایران باشند که اعتقاد به وجود شکافی سنگین در برخی جناح‌های سیاسی ایران بر سر مذاکرات هسته ای ایران دارند و آن ها را اصلی ترین مخالفان تحقق چنین توافق نامه عنوان می کنند.

تاثیر چنین گمانه زنی را می توان در سخنان باراک اوباما رییس جمهور ایالات متحده آمریکا دید که سخنان بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی را در کنگره این کشور با برخی افراد به اصطلاح تندرو در ایران مقایسه کرده بود.

سخنان رهبری در حقیقت با رد چنین تحلیلی موضع جریان های نظام جمهوری اسلامی ایران را درباره حل دیپلماتیک این مسئله یکسان عنوان کرده و در مقابل نقطه مقابل مخالفت با چنین توافقی را زروگویی های قدرت های بزرگ به خصوص در حوزه هسته ای عنوان کردند.

*تحریم‌ها

تحریم و فشارهای اقتصادی غرب علیه ایران در موضوع هسته‌ای نیز بخش دیگری از سخنان مقام معظم رهبری را در این سخنرانی تشکیل می‌دهد.

حضرت آیت الله خامنه ای در ابتدا به ریشه یابی فشارهای اقتصادی علیه ایران می پردازند و هدف از آن را ایجاد نارضایتی در بین مردم عنوان می کنند.

ایشان در این بخش از سخنان خود با اشاره به این که تحریم های اقتصادی می تواند برای ایران تبدیل به یک فرصت شود، ادامه می دهند: بدخواهان ملت ایران صریحاً گفته‌اند هدف آنها از فشار اقتصادی، یک هدف سیاسی یعنی ایجاد نارضایتی در مردم و برهم زدن امنیت کشور با قرار دادن مردم در مقابل دولت و نظام است.

نگاهی کوتاه به سخنان مقامات غربی و به خصوص اندیشکده های مقامات غربی درباره تاثیر تحریم های غرب بر اقتصاد ایران نشان می دهد که ایجاد شورش و نارضایتی عمومی از مهم ترین اهداف کشورهای غربی از برقراری تحریم های نفتی و بانکی بر ایران است.

شاید در این سخنان آویگدور لیبرمن وزیر امورخارجه رژیم صهیونیستی در گفت و گو با روزنامه هارتص در سال 91 کدی جدی از این مسئله باشد که ابراز امیدواری کرد تا فشارهای اقتصادی بتواند زمینه ساز تحولاتی همانند مصر در انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 92 شود.

*نگاه به درون برای مبارزه با تحریم‌ها

در این میان رهبر معظم انقلاب تکیه بر اقتصاد درونی را مهم ترین راه حل مقابله با تحریم های ناعادلانه غرب می شمارند و آن را در مقابله با نگاهی می داند که نگاه به خارج را راه حل حل مشکلات اقتصادی کشور معرفی می کنند.

ایشان می فرمایند:  یک دیدگاه در کشور معتقد است پیشرفت و رونق اقتصادی را باید با استفاده از ظرفیت‌ها و توانایی‌های درونی کشور که تا به حال کمتر به آنها توجه شده و یا اصلاً مورد استفاده قرار نگرفته‌اند، تأمین کرد. دیدگاه دوم در نقطه‌ مقابل، معتقد است رونق و پیشرفت اقتصادی با نگاه به بیرون از مرزها امکان‌پذیر است، بنابراین باید سیاست خارجی را تغییر دهیم و با مستکبر کنار بیاییم و زورگویی‌های او را بپذیریم تا مشکلات اقتصادی حل شوند!
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تاکید کردند: این نگاه دوم، کاملاً غلط، عقیم و بی‌فایده است.
ایشان در بیان دلیلِ غلط بودن نگاه دوم خاطرنشان کردند: تحریم‌های کنونی غرب بر ضد ملت ایران، دلیل روشنی بر غلط بودن دیدگاه رونق اقتصادی با نگاه به بیرون است، زیرا قدرت‌های خارجی به هیچ حدی از تحمیل و زورگویی قانع نیستند، ضمن آنکه برخی از مسائل ناگهانی و غیر قابل انتظار همچون طراحی برای کاهش قیمت جهانی نفت و ضربه زدن به اقتصاد کشور را نیز ایجاد می کنند .امروز تلاش بدخواهان ملت ایران، تقویت نگاه دوم است و به همین دلیل، رئیس‌جمهور آمریکا در پیام نوروزی خود خطاب به مردم ایران می گوید اگر خواسته‌های ما را در مذاکرات هسته‌ای قبول کنید، در کشور ایران، کار و سرمایه و رونق اقتصادی به وجود خواهد آمد.

واقعیت در این میان است که تحریم به عنوان یک ابزار راهبردی برای مقابله با ایران یا هر کشور دیگری که در تقابل با غرب قرار دارد، هیچ گاه راهگشا نبوده است و غرب از این ابزار خیالی دست برنخواهد داشت.

ایران و آمریکا علاوه بر بحث هسته ای در مسئله هسته ای  در حوزه های گوناگون از جمله تحولات منطقه ای دچار اختلافات فراوانی هستند که گاه حل ناپذیر جلوه می کند.

آمریکا حامی حکومت های دیکتاتوری نفتی منطقه است و ایران حامی جنبش های مردمی که اوج آن را می توان در قیام مردم بحرین و تلاش عربستان سعودی برای سرکوب آن دید.

با ملاحظه چنین واقعیاتی است که هیچ گاه نمی توان انتظار گشایش اقتصادی واقعی از رفع تحریم ها داشت، مگر این که ایران عملا حوزه شرق کانال سوئز را رها کرده و تنها به حوزه نفوذ خود منطقه آسیای میانه و افغانستان بسنده کند که عملا به معنای یک شکست استراتژیک برای ایران است.

در چنین حالی فرار از از چنین مخمصه ای با تکیه بر ظرفیت های درونی ممکن است که رهبر معظم انقلاب نیز بر آن تاکید دارند.

*نیاز آمریکایی ها به مذاکرات

بخش دیگری از سخنان نوروزی رهبر معظم انقلاب در حوزه هسته ای بر رفتار آمریکایی ها در این حوزه و به خصوص اختلافاتی است که در این باره بین دو حزب جمهوری خواه و دموکرات ها وجود دارد، متمرکز شده است.

نکته اول در این رابطه نیاز آمریکایی ها به یک توافق هسته ای است که حتی سناتور جمهوری خواهی همچون باب کورکر نیز بر این نکته تایکد می کند که در صورت شکست مذاکرات امید آن ها به حفظ توافق نامه ژنو و بازگشت پرونده هسته ای ایران به نقطه قبل است.

از همین رو است که رهبر معظم انقلاب نیز بر نیاز آمریکایی ها در مذاکرات تاکید و البته بر ضرورت عدم هرگونه پذیرش زور توسط تیم مذاکره کننده غربی اصرار می ورزند.

ایشان در بیانات خود درگیری های سیاسی بر سر توافق نامه هسته ای با ایران در آمریکا در ثبت این امتیاز به نفع هر کدام از احزاب سیاسی در آمریکا می دانند.

رهبر معظم انقلاب با اشاره به سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی دقیق طرف مقابل مذاکرات که عمدتاً آمریکاست، گفتند: آمریکایی‌ها به این مذاکرات بسیار احتیاج دارند و اختلافات درونی آنها هم به این دلیل است که جناح رقیب دولت کنونی آمریکا تلاش دارد تا امتیاز این مذاکرات به نام رقیب حزبی‌اش ثبت نشود.
ایشان با اشاره به پیام نوروزی رئیس‌جمهور آمریکا و سخنان غیرصادقانه او در این پیام، افزودند: رئیس‌جمهور آمریکا در پیام خود می‌گوید در ایران افرادی هستند که با حل دیپلماتیک موضوع هسته‌ای مخالفند، در حالی که این سخن دروغ است زیرا در ایران هیچ فردی مخالف حل مسئله هسته‌ای از طریق مذاکره نیست.
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند:  آن چیزی که ملت ایران با آن مخالف است، زورگویی‌ها و تحمیل‌های دولت آمریکاست که ملت در مقابل آن ایستاده است.

*فقط مسائل هسته‌ای

یکی دیگر از مسائلی که رهبر معظم انقلاب در سخنان خود به آن اشاره می کنند، عدم ورود مذاکرات به حوزه دیگر از جمله بحث های تسلیحاتی و به خصوص حوزه منطقه است، امری که آمریکایی ها به آن علاقه فراوانی نشان داده اند.

در این میان بارها استراتژیست های غربی در مقاطع گوناگون بر این نکته تاکید کرده اند که مذاکرات هسته ای با ایران در صورتی موفق خواهد بود که در آن بتوان بر سر باقی مشکلات به وجود آمده بین ایران و آمریکا به تفاهم رسید و رهبر معظم انقلاب در سخنان خود با دیگر بر غیر قابل  مطرح بودن آن تاکید کرده اند.

ایشان با تاکید مجدد بر اینکه مذاکرات کنونی ایران با آمریکا، صرفاً در موضوع هسته‌ای است و نه موضوعی دیگر در سخنرانی خود خاطرنشان کردند: ما در مسائل داخلی و منطقه‌ای و موضوع تسلیحات، به هیچ وجه با آمریکا مذاکره نخواهیم کرد، زیرا سیاست آمریکا در منطقه ایجاد ناامنی و مقابله با ملت‌های منطقه و بیداری اسلامی است که نقطه مقابل سیاست‌های محوری جمهوری اسلامی ایران است.

*آمریکایی‌های عهد شکن

بحث برداشته شدن یکجانبه  تحریم ها و حفظ توان توسعه و تحقیق صنعت هسته ای ایران نکته دیگری بود که رهبر معظم انقلاب بر آن تاکید کردند.

درخصوص تحریم ها برداشته شدن یکباره تحریم ها نکته ای بود که رهبر معظم انقلاب بارها آن را مطرح و بر غیر قابل عقب نشینی بودن آن تکید کرده اند و البته تیم مذاکراتی نیز آن را در مذاکرات مورد توجه قرار داده اند.

البته عهد شکنی آمریکایی ها موضوعی است که همواره در بحث لغو تحریم ها مد نظر ایران خواهد بود و این بدعهدی ذاتی نیز مورد توجه رهبران عالی ایران از جمله رهبر معظم انقلاب ایران قرار گرفته است.

 رهبر انقلاب با اشاره به اظهارات مکرر آمریکایی‌ها مبنی بر اینکه تحریم‌ها، بعد از توافق و بعد از بررسی رفتار و عملکرد ایران، برداشته خواهند شد، آن را یک خدعه دانستند و افزودند: این سخن غیرقابل قبول است، زیرا برداشته شدن تحریم‌ها جزئی از مذاکرات است و نه نتیجه مذاکرات؛ بنابراین همان گونه که رئیس‌جمهور محترم صریحاً گفتند، رفع تحریم‌ها باید بلافاصله بعد از توافق انجام شود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین با اشاره به اظهارات آمریکایی‌ها مبنی بر اینکه تصمیم‌های ایران در هر توافق احتمالی باید برگشت‌ناپذیر باشند، گفتند: این سخن نیز قابل قبول نیست، زیرا اگر آنها برای خود این حق را قائلند که بعد از توافق احتمالی، به هر بهانه‌ای، بار دیگر تحریم‌ها را برقرار کنند، پس هیچ دلیلی ندارد که ما اقداماتی را بپذیریم که برگشت‌ناپذیر باشند.
ایشان تاکید کردند: صنعت هسته‌ای ایران یک صنعت بومی و مردمی است که باید پیش برود و پیشرفت جزء ذات هر صنعت و فناوری است.

*تهدیدات بیشتر بی فایده است

در پایان تاکید بر تعهد ملت ایران بر تعهدات بین المللی و بی اعتباری تهدیدات آمریکا  بخش دیگری از سخنان رهبری در این سخنرانی را تشکیل می دهد.

رهبر انقلاب با اشاره به ادعای آمریکایی‌ها مبنی بر تلاش ایران برای دست‌یابی به سلاح هسته‌ای گفتند: آنها خودشان هم می‌دانند که ما در این مذاکرات به همه تعهدات بین‌المللی و تعهدات اخلاق سیاسی پایبند بودیم و نقض عهد نکردیم و تلوُّن هم به خرج ندادیم، اما در نقطه مقابل، آمریکایی‌ها عهدشکنی و تقلب کردند و تلون و دوگانگی را در مواضع و سخنان خود نشان دادند. رفتار آمریکا برای مجموعه روشنفکری داخل کشور نیز مایه عبرت است تا متوجه شوند در مذاکرات با چه کسی طرف هستیم و آمریکا چگونه رفتار می‌کند.
ایشان با اشاره به برخی تهدیدهای آمریکا مبنی بر احتمال افزایش تحریم‌ها یا تحرک نظامی در صورت عدم توافق، تاکید کردند: این تهدیدها ملت ایران را نمی‌ترساند، زیرا این ملت ایستاده است و با کمال موفقیت از این آزمون بزرگ بیرون خواهد آمد.

مهدی پورصفا

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ساعت 15:12  توسط عمو امیدوار قزوینی  | 

فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در نخستین روز از سال 1394 که ناظر به مذاکرات هسته ای بود، پاسخی راهگشا به گره هایی محسوب می شود که همچنان راه رسیدن به توافق را در مذاکرات مسدود کرده است.

تیم مذاکره کننده ایرانی اکنون راه حل های بالقوه درباره مسائل مورد اختلاف را در اختیار دارد و آنگونه که وزیر محترم خارجه اعلام کرده است این هفته برای نهایی کردن این راه حل ها دوباره به ژنو خواهد رفت. 

سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در روز اول فروردین 1394 در واقع اصول راهنمایی به دست می دهد که بر اساس آن تیم مذاکره کننده می تواند تصمیم بگیرد که از میان یک سلسله راه حل های بالقوه، کدام یک قابل نهایی شدن است.

نخستین نکته راهبردی در این سخنان آن بود که ایشان به صراحت گفتند امریکا به این مذاکرات نیاز دارد. مهم ترین نتیجه این سخن این است که تهدید امریکایی ها به ترک میز مذاکره را نباید جدی گرفت. همانطور که ایشان با دقتی ستودنی تاکید فرمودند این نیاز در امریکا یک نیاز دوحزبی است و حتی اگر دولتی جمهوری خواه هم بر سر کار بود، امروز جز پیمودن همین مسیری که دموکرات ها درون اتاق مذاکره در حال پیمودن آن هستند، راهی نداشت. اگر بپذیریم که امریکا بیش از ایران نیازمند نتیجه بخشی مذاکرات است، دیگر نباید از شکست یا عدم تمدید مذاکرات هراس داشت. نبود گزینه های دیگر، هزینه سیاسی بسیار بالا، ریسک ژئوپلیتیکی شکست مذاکرات و گره خوردگی سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری آینده امریکا به نتیجه این مذاکرات، از جمله دلایلی است که ثابت می کند امریکا ریسک ترک مذاکره را نخواهد پذیرفت. اعتماد به نفس ناشی از این تحلیل کمک قابل توجهی به تیم مذاکره کننده است که از اصول خود کوتاه نیاید و مطمئن باشد که امریکا چاره ای جز تداوم مذاکره ندارد و بنابراین هرگز اتاق مذاکره را ترک نخواهد کرد. بر این اساس، نتیجه استحکام رای ایران درون اتاق مذاکره، نه شکست مذاکرات بلکه بهتر شدن هرگونه توافق احتمالی است.

نکته دوم نفی مفهوم دیکته در مذاکرات است. در مورد خاص مذاکرات هسته ای، دیکته یعنی طرف امریکایی برای رفع یک نگرانی ادعایی (مثلا درباره فردو) صرفا بر اعمال یک راه حل خاص اصرار کند و هیچ راه حل بدیلی را نپذیرد (مثلا درباره فردو بر تعطیلی کامل غنی سازی در آن اصرار بورزد.) اساسا مفهوم مذاکره رسیدن به راه حل های دوطرفه است. وقتی یک طرف ایده ای مطرح کند و هیچ جرح و تعدیلی را درباره آن نپذیرد، مذاکرات تبدیل به دیکته می شود. مفهوم مذاکراتی این فراز از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی این است که ایران هیچ راه حل صرفا امریکایی را برای هیچ کدام از موضوعات نخواهد پذیرفت.

سومین مسئله منتفی کردن هرگونه زمینه سازی برای مذاکرات ژئوپلتیکی پس از مذاکرات هسته ای است. می دانیم که امریکایی ها در چند دور آخر مذاکرات وبویژه پس از آنکه جریان مقاومت پیروزی های چشمگیر و پی در پی در منطقه به دست آورد، خواهان آن شده اند که مذاکره درباره مسائل منطقه ای جایی درون توافق هسته ای گنجانده شود؛ همچنانکه که چنین درخواستی را درباره مسئله موشکی هم دارند. رهبر معظم انقلاب اسلامی این مسئله را از منظری راهبردی تعیین تکلیف کردند. فرمایش ایشان دقیقا بدین معناست که حتی اگر در حوزه هسته ای امکان رسیدن به یک توافق با امریکا وجود داشته باشد، در مورد مسائل ژئوپلیتیکی چنین چیزی از اساس منتفی است و هرگز امکان توافق یا حتی تفاهم وجود نخواهد داشت. ایران در منطقه در موضع قدرت قرار دارد و امریکا را هم بخشی از مشکل و بلکه اصلی ترین مشکل می داند که هرگز قابلیت تبدیل شدن به بخشی از یک راه حل را ندارد. اصل راهنمای ارائه شده از سوی رهبر فرزانه انقلاب اسلامی می گوید مذاکرات هسته ای یک پل برای گذار به ژئوپلتیک نیست و صرف نظر از نتیجه مذاکرات هسته ای برنامه منطقه ای ایران به راه خود خواهد رفت؛ و بنابراین، موضوعات منطقه ای نه قابل توافق است و نه حتی قابل مذاکره.

چهارمین اصل راهبردی در این فرمایشات که کاملا به محتوای مذاکرات جهت می دهد این است که رهبر معظم انقلاب اسلامی رفع تحریم ها را بخشی از مذاکرات خواندند نه نتیجه آن و بر این اساس تاکید کردند همه تحریم ها باید بلافاصله پس از امضای توافق رفع شود. توجه به این اصل که ناظر به یکی از کلیدی ترین مسائل مورد اختلاف در مذاکرات است برای دور آتی مذاکرات حیاتی خواهد بود. از دید رهبر معظم انقلاب اسلامی رفع تحریم ها یک اتفاق دفعی است نه یک فرآیند تدریجی چرا که اساسا چیزی به نام فرآیند تدریجی رفع تحریم وجود ندارد. این مسئله بسیار ظریف و مهمی است. استدلال پس پشت این اصل راهبردی این است که اگر تحریم ها بلافاصله پس از توافق نهایی (یعنی همان جایی که بده بستان بزرگ انجام می شود) رفع شد که مطلوب حاصل شده والا پس از آنکه ایران توافق را امضا کرد و به اجرای تعهدات خود پرداخت، دیگر نباید انتظار داشت امریکا –که دیگر چیزی از ایران نمی خواهد و به هر چه می خواسته اجمالا رسیده- انگیزه یا علاقه ای به لغو تحریم ها داشته باشد. تبدیل کردن موضوع تعلیق و لغو تحریم ها به یک فرآیند بلند مدت که ایران باید در آن درگیر شود، مشخصا به این معناست که امریکا قصد برداشتن هیچ تحریمی را ندارد و تحریمی که شب امضای توافق برداشته نشود، پس از آن هم برداشته نخواهد شد.

آخرین اصل ناظر به مفهوم کلیدی بازگشت پذیری تعهدات است. وقتی امریکایی ها از ضرورت بازگشت ناپذیر بودن تعهدات ایران سخن می گویند یعنی قصد دارند دستکاری در تاسیسات هسته ای ایران را بدل به نوعی خرابکاری کنند که در میان مدت –بویژه در صورت نقض تعهدات از سوی امریکا- بازگشت ناپذیر باشد. رهبر معظم انقلاب اسلامی اعمال این سطح از دستکاری در تاسیسات را منع فرمودند چرا که

اولا- بازگشت پذیری فنی تعهدات ایران یگانه ضمانتی است که پای بندی امریکا به تعهداتی را که می پذیرد تضمین می کند،

ثانیا- همانطور که موضوع تعلیق و لغو تحریم ها به سادگی از سوی امریکا بازگشت پذیر است، ایران نیز باید امکان پاسخ دهی هسته ای به هر نوع نقض عهد امریکا را داشته باشد و این بخشی از مفهوم توازن در توافق احتمالی است

و ثالثا وقتی امریکا تا این حد اصرار دارد که تعهدات ایران به لحاظ فنی بازگشت ناپذیر باشد، تلویحا به این معناست که امریکا قصد عمل به تعهدات خود را ندارد و از همین حالا می خواهد راه پاسخ دهی ایران به تخلفاتش را مسدود کند.

بر این اساس، بازگشت پذیری سریع تعهدات یگانه عنصر قوام بخش و نگهدارنده هر نوع توافق احتمالی است که نباید از آن کوتاه آمد.

مهدی محمدی

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ساعت 15:5  توسط عمو امیدوار قزوینی  | 

نمایندگان سنای آمریکا هفته گذشته با انتشار نامه‌ای سرگشاده خطاب به رهبران ایران و رییس جمهور آمریکا، مدعی شدند حتی اگر توافقی میان ایران و کشورهای 1+5 در موضوع هسته‌ای ایران حاصل شود، دولت بعدی آمریکا می‌تواند آن توافق را نقض کند.

این درحالیست که قوانین بین‌المللی، دولت‌های بعدی یک کشور را ملزم به متعهد ماندن به معاهدات بین‌المللی دولت‌‌های پیشین می‌داند. بنابراین قاعده، نامه 47 سناتور آمریکایی نشان از بی‌توجهی برخی نمایندگان سنای آمریکا به چنین اصلی و هم‌چنین نشان از رویکرد یک جانبه گرایانه آن‌ها در مذکرات هسته‌ای ایران است که نه فقط با حضور آمریکا بلکه با حضور 5 کشور عضو شورای امنیت (آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه و چین) به اضافه آلمان برگزار می‌شود.

زمانی که مذاکرات هسته‌ای در حال برگزاری است، برای بررسی ابعاد حقوقی و بین‌المللی این اقدام نمایندگان سنای آمریکا و هم‌چنین دریافتن امکان یا عدم امکان چنین اقدامی، گفت‌وگویی داشتیم با کارشناس ارشد دیپلماسی عمومی دانشگاه کالیفرنیا و تحلیل‌گر مسایل بین‌الملل تا نظر وی را پیرامون این نامه بدانیم.

«خانم ثریا سپه‌پور اولریک» در پاسخ به سوالات ما تصریح کرد، آمریکا هرگز به معاهدات بین‌المللی متعهد نبوده و همواره آن را نقض کرده است و در آینده نیز این روند را ادامه خواهد داد.

خانم سپه‌پور اولریک با اشاره به این حرکت دور از اخلاق نمایندگان سنای آمریکا، تاکید داشت هیچ‌گاه صحبتی از اخلاقیات میان سیاسیون آمریکایی وجود نداشته است و انتشار این نامه تنها یک حرکت سیاسی برای وفاداری به اسراییل است.

وی در موضوع گفت‌وگوهای هسته‌ای میان مذاکراه کنندگان ایرانی و آمریکایی گفت ایران با تمایلی سیاسی برای حل این مساله و با حفظ حقوق مردم ایران وارد مذاکرات شده اما سیاسیون آمریکایی در راستای خدمت به خواسته‌ مردم آمریکا و کسانی که به آن‌ها رای دادند، وارد مذاکرات نشده بلکه در راستای جاه‌طلبی و صیانت اسراییل اقدام می‌کنند چرا که انتخاب شدند تا به آن خدمت کنند.

فارس: اگر امکان نقض معاهده‌ای بین‌المللی از دولت پیشین توسط دولت آینده وجود داشته باشد، بر پایه چه اصل حقوقی یا بین‌المللی چنین اجازه‌ای به آن داده می‌شود؟

خانم سپه‌پور اولریک: متاسفانه آمریکا هرگز به قوانین بین‌الملل متعهد نبوده است. آمریکا در گذشته معاهدات بین‌المللی را نقض کرده و این روند همانطور که در حال مذاکره با ایران است، ادامه خواهد داشت. برای مثال می‌توان به معاهده ان‌پی‌تی (معاهده منع گسترش سلاح‌های اتمی) اشاره کرد.

آمریکا ناقض مفاد معاهده ان پی‌تی

آمریکا تا کنون به ماده 4 این معاهده – تاکید بر ارائه کمک‌های فنی به اعضا برای برنامه‌های هسته‌ای است، در واقع همه اعضاء این معاهده متعهد می گردند که تبادل هر چه وسیع تر تجهیزات، مواد دانش و اطلاعات فنی را جهت مصارف صلح جویانه انرژی هسته ای تسهیل نمایند – متعهد نبوده است. آمریکا به ماده 6 معاهده ان‌پی‌تی – تمام هم‌پیمانان متعهد می‌شوند، مذاکرات به منظور توقف مسابقه سلاح‌های هسته‌ای و خلع سلاح هسته‌ای و انعقاد پیمانی جهت خلع سلاح کامل و عام با مقررات دقیق و مؤثر را با حسن نیت و در اسرع وقت آغاز کنند –  هم پایبند نبوده و به ماده 3 این معاهده نیز – دولت‌های فاقد سلاح‌های هسته‌ای در این پیمان باید به منظور انجام تعهدات خود در قبال این ماده به طور انفرادی یا همراه با سایر دولت‌ها در چارچوب ضوابط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی موافقت‌نامه‌هایی منعقد کنند. مذاکره به منظور حصول چنین موافقت‌نامه‌هایی باید ظرف مدت 180 روز از وارد اجرایی شدن این پیمان، آغاز شود. در خصوص دولت‌هایی که اسناد پیوستن و یا تصویب الحاق خود به پیمان را بعد از دوره 180 روزه تسلیم کنند، مذاکره برای حصول چنین توافقی نمی‌تواند دیرتر از تاریخ تسلیم اسناد آغاز شود و اجرای مفاد این توافقات نمی‌تواند دیرتر از 18 ماه از تاریخ آغاز مذاکرات باشد –  تعهدی نداشته است.

دولت‌های آمریکا همواره ناقض عهدنامه‌های بین‌المللی بودند

اما از سوی دیگر به دلیل تردید آمریکا به این‌که ایران روزی تمایل به ساخت سلاح اتمی خواهد داشت، تحریم‌های غیر اخلاقی و غیر قانونی از سوی آمریکا علیه ایران اعمال شده است. به بیان دیگر، نه تنها آمریکا معاهده ان‌پی‌تی را که معاهده‌ای بین‌المللی است، نقض کرده بلکه خود را در مقام مفسر و حتی مجری قانونی می‌داند که اکنون به یغما رفته است.

نقض معاهدات بین‌المللی توسط دولت‌های آمریکایی امری عادی است

خود اقدام نمایندگان سنا از آن‌جایی که ناقض قانون و معاهدات بین‌المللی است مسخره است. دولت اوباما هم مانند دولت‌های پیشین آمریکا تعهدات آمریکا به عهدنامه مودت آمریکا و ایران (سال 1344) و عهدنامه الجزایر را نقض کرده است.

عهدنامه‌ای در سال 1955 میلادی، میان ایران و آمریکا منعقد شد که طی آن روابط اقتصادی آزاد میان دو کشور می‌توانست برقرار باشد و هیچ یک از طرفین نمی‌توانست این معاهده را نقض کند. معاهده مودت آمریکا و ایران به امضای دو سوم نمایندگان رسید و در سازمان ملل نیز ثبت شد. اما با وجود آن‌که تاکنون هیچ‌یک از طرفین خواستار برهم زدن این عهدنامه نشده است،‌ به جای این‌که این معاهده اجرایی بشود تحریم‌هایی علیه ایران اعمال از سوی آمریکا اعمال شده که این اقدامات نقض آشکار قوانین داخلی و بین‌المللی است.

علاوه بر آن، آمریکا تظاهر می‌کند که با نیت خوب در حال مذاکره با ایران است اما پیش از این عهدنامه الجزایر را نیز نقض کرده و این روند را هم‌چنان در حالی که مذاکرات هسته‌ای در حال برگزاری است، ادامه خواهد داد. عهدنامه دیگری تحت عنوان عهدنامه الجزیره میان آمریکا و ایران در سال 1981 میلادی (1359) با حسن نیت به امضا رسید.

من جمله مفاد این عهدنامه این است که آمریکا در امور داخلی ایران (چه از لحاظ سیاسی و چه نظامی) مداخله ننماید. هم‌چنین در بند 6 عهدنامه الجزایر آمده است در صورتی که این تعهدات نقض شود، ایران حق دارد موضوع را به دادگاه لاهه ارجاع داده تا دادگاه عدل بین‌المللی درباره آن تصمیم‌گیری کند.

غیرقابل اعتمادبودن آمریکایی‌ها دلیل تاکید مقامات ایران برای برچیده شدن همه تحریم‌ها

دلایل بسیاری می‌توان آورد تا نشان داد اطمینان نداشتن به آمریکا یک واقعیت است؛ اوباما در مذاکرات هسته‌ای پیشین در سال 2010 – بر اساس یک طرح آمریکایی از سال‌های گذشته، طرح 2010 ترکیه و برزیل ارسال مقادیر زیادی اورانیوم کم غنی‌شده به ترکیه جهت تصفیه تا خلوص راکتور پزشکی، تولید ایزوتوپ‌های دارویی و نه گسترش سلاح هسته‌ای، را برای ایران میسر می‌کرد. این ایده در اصل فکر خوبی بود و وقتی با تلاش مشترک ترکیه و برزیل به میز مذاکره بازگردانده شد، مذاکره کنندگان گروه 1+5 خیلی راحت آن را کنار گذاشتند. یکی از دلایل مهمی که آمریکاییان برای رد این توافق ذکر کردند این بود که ارقام مقدار اورانیوم غنی‌شده برای انتقال به خارج که در سال 2009 مورد بحث قرار گرفت، در سال 2010 منسوخ شده، چرا که ایران در جریان مذاکرات به غنی‌سازی اورانیوم ادامه داده است – بنابراین خود اوباما هم قابل اطمینان نبوده و به معاهدات بین‌المللی پایبند نمی‌ماند.

به همین دلیل است که رییس جمهوری ایران آقای روحانی و آقای ظریف تاکید دارند باید حقوق ایران بر اساس معاهده ان‌پی‌تی مورد احترام بوده و همه تحریم‌ها برچیده شود.

فارس: طبق گفته شما، آمریکا به خودش اجازه می‌دهد با خیال این‌که ایران ممکن است روزی تمایل به ساخت سلاح هسته‌ای داشته باشد و در تضاد با قوانین بین‌المللی، تحریم‌هایی غیرقانونی علیه ایران اعمال کند و این درحالیست که آمریکا خودش دارای زرادخانه‌های هسته‌ای است اما هرگز هدف هیچ تحریمی نبوده و خودش سلاح هسته‌ای در اختیار دارد. تفسیر شما از این دوگانگی در مناسبات بین‌المللی چیست؟

خانم سپه‌پور اولریک: آمریکا بیش از هر کشور دیگری به دلیل نفاق آشکار و سیاست‌های توسعه طلبانه‌اش مرتکب جنایت می‌شود. مایه تاسف است که دیگر کشورها شامل چین و روسیه نیز در این جنایات شریک هستند.

از سوی دیگر، معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (ان‌پی‌تی) وقتی به وجود آمد که قدرت‌های جهان به سلاح هسته‌ای مجهز بودند. با این وجود نیز تحت ماده 6 معاهده ان‌پی‌تی آمریکا باید سلاح‌های هسته‌ای خود را از بین ببرد اما با نقض آشکار این اصل و در تضاد با تعهداتش آمریکا زرادخانه‌های هسته‌ای خود را نوسازی و مرمت می‌کند.

ان‌پی‌تی چوبی است در دست کشورهای قدرتمند برای حکومت بر ضعیف‌ترها

اما دیگر کشورهایی که سلاح‌ هسته‌ای دارند به همان میزان در نقض ماده 6 معاهده ان‌پی‌تی مقصر هستند. مقالات علمی این نظر را دارند که هدف معاهده خلع سلاح‌های هسته‌ای، قصد داشت در واقع امتیازی انحصاری به همین کشورهایی بدهد که دارای سلاح هسته‌ای هستند. این واقعیت در مورد غالب قوانین بین‌الملل صدق می‌کند، اکثر قوانین بین‌الملل به دنبال محدود و محصور کردن کشورهای ضعیف‌تر و دادن ابزاری به دست کشورهای قدرتمند است تا با آن بر کشورهای ضعیف‌تر حکومت کنند.

فارس: علاوه بر آمریکا، 5 کشور دیگر در مذاکرات هسته‌ای ایران در گروه موسوم به 1+5 حضور دارند، نظر شما پیرامون اقدام یک جانبه آمریکا در انتشار این نامه و عملکرد دیگر کشورهای مذاکره کننده، هم‌چنین احتمال تاثیرگذاری این نامه بر روابط 6 کشور چیست؟

خانم سپه‌پور اولریک: اگر این به خاطر دیگر کشورها نبود (گرچه آلمان هیچ نقشی در شورای امنیت سازمان ملل ندارد) هیچ تحریمی علیه ایران وجود نداشته و در این مقطع هم هیچ نیازی به مذاکره نبود. در حالی‌که آمریکا این مسیر را پیش می‌برد، کشورهای دیگر هم دنباله‌رو بوده‌اند، بنابراین برای مقابله با سیاست‌های مخرب آمریکا تلاش‌های جدی نیاز است.

دیگر کشورهای مذاکره کننده ابزاری در دست آمریکا برای بازی‌هایش هستند

همان طور که قبلا گفته شد، آمریکا عادت دارد اقدامات غیرقانونی انجام داده و هم‌چنان به این رویه ادامه خواهد داد چراکه دیگر اعضای شورای امنیت سازمان ملل هرگز این اقدامات آمریکا را به چالش نکشانده‌اند. دیگر کشورهای مذاکره کننده باید بفهمند که مانند ابزاری در این بازی و بسیاری بازی‌های دیگر آمریکا وارد شدند و این 5 کشور باید اقدامات جدی برای خدمت به  شهروندان خود و اجرای قانون بین‌الملل انجام دهند.

آمریکا بزرگترین تهدید علیه امنیت بین‌المللی است

آمریکا بخش اعظمی از احترام خود را در سراسر جهان از دست داده است. بر اساس آمار معلوم می‌شود آمریکا بزرگترین تهدید علیه امنیت بین‌المللی است. با وجود آن‌که آمریکا کنترل کاملی بر رسانه‌ها دارد، باز هم بیشتر جهان از آمریکا بیزار است. اگر آمریکا بخواهد به این روش مخرب ادامه دهد، دیگر کشورهای مذاکره کننده را نیز با خود پایین خواهد کشید. بعید به نظر می‌رشد دیگر کشورهای اروپایی بخواهند پا جای پای آمریکا بگذارند و و شک دارم روسیه و چین از آمریکا حمایت کنند.

فارس: آیا این اقدام یک‌جانبه از سوی نمایندگان سنای آمریکا، نشان از انحراف اخلاقی میان سیاسیون آمریکایی و عدم هماهنگی آن‌هاست؟

نامه نمایندگان سنا،‌ وفاداری آمریکا به اسراییل است

خانم سپه‌پور اولریک: هیچ وقت صحبتی از اخلاقیات میان سیاسیون آمریکایی وجود نداشته است. این نامه مسخره تنها یک حرکت سیاسی به دست کسانی است که با بی‌شرمی و خامی وفاداری خود به اسراییل را نشان دادند؛ نمایندگان آمریکا با این نامه صیانت از کشور و مردمی را نشان دادند که انتخاب شدند تا برای آن خدمت کنند.

مقامات ایرانی درنقطه مقابل آمریکایی‌ها بوده و به دنبال حفظ حقوق ملت خود هستند

ولی در مقابل ایران یک تمایل سیاسی برای حل این مساله با حفظ حقوق مردم ایران داشته، اما سیاسیون آمریکایی برای حل موضوع، هیچ تمایلی در راستای خدمت به خواست مردم آمریکا ندارند.

گفت‌وگو: زهرا کریمی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 10:36  توسط عمو امیدوار قزوینی  | 

پنجم اسفندماه 1392 چند روز پس از ابلاغ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، رهبر معظم انقلاب اسلامی در جلسه‌ای با حضور سران قوا، چگونگی راه‌های اجرا و تحقق این سیاست‌ها را مورد بررسی قرار دادند.


از آنجا که معمولا جلسات سران قوا در حضور رهبر انقلاب، رسانه‌ای نمی‌شود، دیدار مذکور از سوی دفتر رهبر انقلاب رسانه‌ای شد که نشان ازش اهمیت بالای این جلسه و اقتضای خاص آن در اطلاع افکار عمومی در آگاهی از برگزاری چنین جلسه‌ای بود.

سران سه قوه درباره اجرای دستورات رهبری برای اقتصاد مقاومتی گزارش دهند

در این جلسه مهم، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دستورات صریحی درباره اجرای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی خطاب به سران قوا بیان کردند. رسانه‌ای شدن دستورات رهبری، به طور طبیعی به مطالبه عمومی از سران قوا تبدیل شده و سه قوه را در محک همیشگی افکار عمومی قرار داده است.

سران سه قوه درباره اجرای دستورات رهبری برای اقتصاد مقاومتی گزارش دهند


اینک که بیش از یک سال از آن جلسه گذشته، مروری بر دستورات و رهنمودهای صریح رهبری خطاب به سران قوا و مقایسه آن با عملکرد سه قوه و وضعیت کنونی اقتصاد کشور نشان می دهد، بسیاری از آن دستورات، بطور کامل اجرایی نشده است.

اگر مسئولان، این قضاوت را که هر سه قوه در اجرای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی در یک سال گذشته خوب عمل نکرده اند را قبول ندارند، از آنها می‌خواهیم به مردم گزارش دهند که دقیقا کدام یک از دستورات رهبری را اجرا کرده‌اند.

جهت اطلاع ، دستورات رهبری در جلسه پنجم اسفندماه 1392 به طور فهرست‌وار ذکر می‌شود:

1.سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، سیاست‌هایی جامع و فراگیر است که باید در اجرا نیز با همین جامعیت و فراگیری، تحقق یابد. 

2.اگر سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، بطور جدی پیگیری و اجرا شوند، امید زیادی وجود دارد که رونق اقتصادی و اصلاح پایه‌های اقتصادی کشور در میان‌مدت محقق و بخشی از مشکلات مردم حل شود.

3.با ابلاغ این سیاست‌ها، مردم اکنون منتظر اجرای آنها و تأثیرات مثبت ناشی از اجرای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی هستند، بنابراین دولت، مجلس و قوه قضائیه باید بطور جدی وارد میدان شوند و وظایف مربوط به خود را، در هر بخش، پیگیری و اجرا کنند.

4.باید روند اجرای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، بصورت یک حرکت مستمر و متوقف نشدنی، تا رسیدن به نتیجه، ادامه یابد و هر یک از قوا نیز بر روند کار خود نظارت دقیق داشته باشند.

5.اگر لازمه اجرای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، برطرف کردن برخی قوانین معارض باشد، مجلس شورای اسلامی باید با شناسایی این قوانین معارض، آنها را حذف کند.

6.اگر اجرای این سیاست‌ها نیازمند حذف برخی ضوابط و مقررات دست و پاگیر و تنظیم ضوابط جدیدِ تسهیل کننده است، دولت با صدور بخشنامه‌هایی این اقدام را انجام دهد. 

7. باید مراقب بود تا قوانین و ضوابط جدید بگونه‌ای نباشد که زمینه ساز تراکم و تعارض قوانین شود.

8.با حذف قوانین و مقررات معارض سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی و یا احیانا با تصویب قوانین و ضوابط جدید، راه برای اجرای راحت‌تر این سیاست‌ها  که عمدتاً بر عهده دولت است، مهیا خواهد شد.

9.(خطاب به دولت) افرادی را مأمور پیگیری و اجرای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی کنید که انگیزه‌های انقلابی و مردمی و اعتقاد لازم و کافی برای اجرای آنها داشته باشند.

10.هماهنگی میان سه قوه برای اجرای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی بسیار ضروری است.

11.باید از ایجاد تشکیلات جدید و موازی‌کاری بشدت پرهیز شود.

12.فرهنگ‌سازی و ایجاد گفتمان رایج و فراگیر برای اجرای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی ضروری است.


13.باید محورهای اصلی این سیاست‌ها با استدلال صحیح و منطقی برای مردم بیان شوند تا به تدریج در بخشهای مختلف جامعه رسوخ پیدا کند و به یک مطالبه عمومی تبدیل شود.

14.گفتمان‌‌سازی در خصوص اقتصاد مقاومتی و تبدیل آن به یک گفتمان عمومی، بسیاری از مشکلات را بر طرف و کارها را تسهیل خواهد کرد.

15.یکی از محورهای مهم سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی مشارکت مردم و چگونگی مردمی کردن اقتصاد است.

16.کشور در طول ۳۵ سال گذشته به ویژه در پیروزی انقلاب اسلامی و ۸ سال دفاع مقدس از حضور و مشارکت مردم نتایج و ثمرات فراوانی بدست آورده است و در بخش اقتصاد نیز قطعا هدایت سرمایه‌های کوچک مردم در مسیر اقتصاد عمومی  بسیار راهگشا و موثر خواهد بود.

17.با استفاده از ظرفیتهای مردمی، می توان کارهایی را انجام داد که شاید از عهده چند وزارتخانه هم بر نیاید.

18.واردات و تأمین امنیت غذایی و ذخایر راهبردی یکی دیگر از محورهای مهم سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی است؛ غیر از این موارد، باید در اقلام دیگر جلوی واردات بی رویه گرفته شود. 

19.اکنون زمینه برای اجرای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی مهیاست و اگر همه قوا و دستگاه‌ها همت و مجاهدت کنند به لطف خداوند این کار به خوبی پیش خواهد رفت.
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 19:21  توسط عمو امیدوار قزوینی  | 

«قاعده حقوقی اقرار» عنوان یادداشت میهمان روزنامه کیهان به قلم علی اکبری است که در آن می خوانید؛ یکی از اقدامات در بازی شطرنج، یادداشت برداری و ثبت حرکات است. یک شطرنج باز حرفه ای، هر حرکت خود و حریف را ثبت می کند. این اقدام دلایل متعددی دارد که از آن جمله می توان به دو مورد اشاره کرد:
بعد از بازی، با دقت در حرکات انجام شده، اشتباه خود یا حریف را مشخص و برای بازی های بعدی از این نکات استفاده کند.

از آنجا که دبه کردن و جر زنی، یک ضلع اساسی هر بازی است مخصوصاً اگر حریف سابقه این کار را داشته باشد. چنانچه به هر دلیل، حریف، بازی را به هم زد و به اصطلاح میز را واژگون کرد، داوران منصف بتوانند مشخص کنند که مسیر و روند حرکات چگونه بوده و صفحه را بازسازی و بازنده را مشخص نمایند.
اگر مذاکرات هسته ای کشورمان در دوره جدید را به یک بازی شطرنج تعبیر نماییم، یکی از مهم ترین وظایف دیپلمات ها و نخبگان کشور، ثبت دقیق حرکات خودی و حریف است تا بعد از هر مرحله، این حرکات مورد بازنگری قرار گیرد تا حرکات و اقدامات نابجا، راهبردهای خیالی و واهی و... مشخص و از تکرار آن پرهیز شود و در عین حال تلاش حریف نیز مورد رصد قرار گیرد. نکته قابل تأمل دیگر این است که اگر حریف به هر دلیل، سعی در برهم زدن بازی را داشت، اجازه شلوغ کردن و مظلوم نمایی و متهم کردن ایران به این اقدام را از حریف سلب نموده و با روشنگری و شمارش گام ها و حرکات طی شده توسط طرفین، مشخص کنیم که چه کسی و به چه علت، میز را بر هم زده است.

آمریکا و نظام سلطه پس از توافق ژنو، به دنبال پیشبرد سیاستی مشابه و همسان توافق نامه اسلو بودند؛ یعنی یک توافق دو مرحله ای که در کلیات، محدودیت های فراوانی برای ایران پیش بینی و مذاکره بر سر جزئیات را به آینده موکول می نمود و جالب این که رفع تحریم ها را به عنوان یک امر جزئی به آینده نامعلوم محول می کرد. غرب برای این راهبرد خود گام هایی را نیز برداشته بود لیکن حرکت نظام اسلامی و رهبر انقلاب در رد این راهبرد و تأکید بر یک مرحله ای بودن توافق، حریف را آچمز نموده است. بر پایه توافق یک مرحله ای غیر قابل تفسیر و تأویل و بدون ابهامی که مورد نظر ایران است اگر غرب تمایل به پایان منطقی مذاکرات داشته باشد، باید تحریم ها را در یک مرحله و یکجا لغو و حق غنی سازی را برای ایران به رسمیت بشناسد. امری که آمریکا با توجه به تعامل با رژیم صهیونیستی نه تمایل به این کار دارد و نه اجازه آن را و پذیرش این موضوع را به عنوان یک توافق بد، ناممکن معرفی کرده است. به نظر می رسد با این وصف بهترین گزینه برای آمریکا، برهم زدن بازی و مقصر معرفی کردن ایران باشد. سیاستی که نشانه های آن را در کلام دولتمردان آمریکا و برخی دیگر کشورهای غربی مشاهده می کنیم؛ بنابراین لازم است طرف ایرانی، مستندات لازم را برای برخورد و آگاه سازی افکار عمومی با این حربه آماده سازد و به دیگران اثبات نماید که نه تنها این ایران نبوده که بازی را به هم زده است بلکه این رفتار توسط آمریکا و به دلیل فرار از شکست بوده است.

با این مقدمه شایسته است به وضعیت کنونی مذاکرات توجه کنیم و این بار بدون لحاظ کردن دیدگاه منتقدان داخلی این مذاکرات، از دید وزیر امور خارجه دولت آمریکا مسیر و گام های طی شده توسط دو طرف را برشماری نماییم. ممکن است برخی به این موضوع انتقاد نمایند که در بازی شطرنج نیز هر کدام از طرفین، به برگه ثبت خود استناد می کند و نه حریف. بله همین طور است اما اگر نوشته حریف مورد تأیید شما باشد، آیا باز هم آن را رد می کنید؟ اگر حریف علیه خودش گواهی داد، شما او را تخطئه می نمایید؟ حقوقدانان و از جمله رئیس جمهور محترم که خود را حقوقدان می داند، قاعده ای حقوقی به نام «قاعده اقرار» را معرفی می نمایند. قاعده ای که تقریبا در تمام نظامات قضایی جهان پذیرفته شده است. اقرار در لغت به معنی تثبیت و تحکیم آمده ولی در اصطلاح قضایی، به معنی اعلام به وجود حقی علیه خود و به نفع شخص دیگر می باشد. به عبارت دیگر در یک پرونده قضایی، فردی اقرار می نماید که مرتکب اشتباه و خلاف شده و حق با طرف مقابل است و اتهام وارده به خود را می پذیرد. البته اقرار شرایطی دارد. اقرار باید بدون شکنجه و تهدید، در غیر دیوانگی و جنون و مستی، توسط فرد عاقل و بالغ بیان گردد تا مورد پذیرش قرار گیرد.

آقای جان کری وزیر امور خارجه آمریکا در تاریخ ششم اسفندماه، در نشست استماع کمیته روابط خارجی سنای آمریکا مطالبی را مطرح نمود که قطعا می تواند به عنوان یک سند حقوقی به آن استناد نمود. آقای کری در این جلسه اظهار می دارد: « ما هر روز افرادی در سایت های هسته ای ایران داریم و دقیقا در حال بررسی هستیم که سانتریفیوژهای آنها [ایران] چه کار می کنند و تعداد سانتریفیوژها چقدر است و سطح تولید آنها چیست و زباله کجا می رود. آژانس بین المللی انرژی هسته ای اخیرا در چند هفته پیش مشخص کرده است که ایران حتی از یک مورد از الزامات خود براساس این توافق عدول نکرده است. ایران عضو ان پی تی است و اکنون آژانس هسته ای بین المللی انرژی هسته ای گفته است ایران از هر مورد از توافق موقت تبعیت کرده است. آنها اورانیوم غنی شده در حد بیست درصد را به صفر کاهش دادند. آنها تأسیسات زیرزمینی فردو و نطنز و اراک را برای بازرسی روزانه باز گذاشتند. آنها فعالیت در اراک را متوقف کردند. هیچ یک از بخش های راکتور اراک از روزی که ما به این توافق دست یافتیم، پیشرفت نداشته است.»

بنابراین جان کری اذعان و اقرار دارد ایران به تعهدات خود کاملا پایبند بوده و تمام آنچه تعهد نموده است (فارغ از اعتراضات داخلی به پذیرش این تعهدات) رعایت نموده است؛ اما لازم است به اقدامات طرف غربی و به خصوص آمریکا نیز اشاره ای، البته از قول جان کری، داشته باشیم.

جان کری در مورد تشدید تحریم ها می گوید: «چهل شخص حقوقی به فهرست تحریم ها اضافه شده است. پانزده مورد براساس اختیارات مقابله با تروریسم و سی و چهار مورد نیز براساس اختیارات مربوط به نقض تحریم ها و حمایت مادی و سه مورد دیگر براساس اختیارات حقوق بشر، پنج مورد موسسات مالی ایرانی و هشت مورد دیگر بر فهرست تحریم اضافه شدند.»

جان کری در همین جلسه در پاسخ به سوالی در خصوص میزان مبالغ پرداختی به ایران در دوره توافق و کاهش تحریم ها اظهار می دارد: «حقیقت این است که ایران پول بسیار کمتر از این رقم را به خاطر مشارکت و امید آنها برای کاهش تحریم ها براساس توافق موقت به دست آورده است. مطلب دوم این است که مجموع کل دوره ها حدود چهارده میلیارد دلار است. حقیقت این است که در آن زمان نیز بسیاری از اوقات پول به حسابی انتقال داده می شد که آنها نمی توانستند دسترسی داشته باشند... دلیلی که آنها امروز مذاکره می کنند به خاطر این است که می خواهند از دست تحریم ها خلاصی یابند. آنها از تحریم ها خارج نشدند بلکه ما در حقیقت تحریم ها را افزایش دادیم. فقط تحریم نفتی ما علیه ایران موجب شده است ایران بیش از چهل میلیارد دلار از دست بدهد.»

معادله کاملا مشخص است. ایران اسلامی به تعهدات خود به طور کامل عمل کرده است. موضوعی که رهبر معظم انقلاب بر آن تاکید نموده بودند: «ایران آنچه را قرار گذاشته است و عهد کرده است نقض نخواهد کرد.» لیکن آمریکا مانند همیشه عهدشکنی کرده و تعهدات خود را نقض نموده است. جان کری خواسته یا ناخواسته اقرار و اعترافی انجام داده که موید ادعاهای ایران اسلامی است. وی اعلام کرده اگر مذاکرات به نتیجه نرسید این آمریکا بوده که ضمن عهدشکنی و عدم پایبندی به توافق، موجب شکست توافق و تفاهم شده است. البته برای بازپس گیری و یا انکار این اقرار چند راه وجود دارد: جان کری اعلام کند تحت شکنجه! مجبور به چنین اظهاراتی شده است یا این که در آن جلسه مجنون بوده و عقل نداشته است و در گام آخر مشخص شود وی هنوز بالغ نشده و نمی توان به اقرار وی، استناد کرد!

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 19:16  توسط عمو امیدوار قزوینی  | 

 نمی‎دونم حوصله دارین این دست نوشته رو بخونین یا نه؟ اصلاً شما آدم با حوصله‎ای هستین؟ یادم میاد اولین بار این نکتۀ قشنگ رو استادم فرمودن که: همون‎طور که توی جشن‎ها و مراسم شاد، نورافشانی و چراغونی کردن، رکن و اساس کاره، صبر و حوصله هم رکن و پایۀ زندگیه. اما متأسفانه ما غالباً به اندازۀ کافی صبور نیستیم. عمدتاً بدنبال نتیجه‎های فوری و سریع هستیم و این یه آفت بزرگ واسۀ موفقیت و پیشرفته.
هممون می‎خوایم توی شغلمون موفقیت‎های کلانی رو تجربه کنیم اما چندان صبور نیستیم. اگر تلاش‎‎هامون نتیجۀ فوری نده، دلسرد و پشیمون می‎شیم و حتی به این فکر می‎افتیم که شغلمون رو عوض کنیم. دلمون می‎خواد زندگی گرم و شیرینی داشته باشیم اما امان از کم‎تحملی‎مون. وقتی بداخلاقی‎ها و رفتار نامناسب همسرمون رو می‎بینیم زود از کوره در می‎ریم، داد و بیداد و قهر می‎کنیم، یه عده هم که زود می‎گن تفاهم نداریم و بریم توافقی جدا بشیم!. دوست داریم فرزندان خوبی تربیت کنیم اما تحمل نق زدن‎ها، بالا و پایین پریدن ها، و حتی لجبازی‎های طبیعی بچه‎هامون رو هم نداریم. جالب اینجاست که ما توی طاعت و عبادت خدا هم صبور نیستیم و دنبال نتیجه‎های زود و زیاد هستیم. چهار روز نماز و روزه و اندک مراقبتی در کنترل نفس داریم اونوقت انتظار داریم درهای رحمت الهی و مائده‎های آسمونی که خدا قول داده به روی اولیای الهی باز کنه به روی ما هم باز و سرازیر بشه، مستجاب الدعوه بشیم، چشمامون به حقایق این عالم باز بشه و در صورت لزوم طی الارضی هم بکنیم!

اما دوستان صمیمی؛
همه این رو باید بدونیم که لازمۀ موفقیت‎هاو پیشرفت‎های بزرگ صبر و تحمله. باید بدونیم که هیچ نهال گردویی با چند روز آبیاری گردو نمی‎ده. فرقی نمی‎کنه که شما چه موفقیتی رو می‎طلبین. کمالات معنوی و بهشت رو می‎خواین، موفقیت‎های شغلی و مالی رو می‎خواین، زندگی گرم و صمیمانه و فرزندان خوب می‎خواین و یا ... . اونچه که مهمه اینه که باید حوصله داشت،ایستادگی کرد و صبور بود تا موفق شد.
تصمیم بگیریم و تمرین کنیم که صبر و بردباری و حوصله‎مون رو بیشتر کنیم که حضرت علی علیه السلام فرمودند: کسی که به مرکب صبر و بردباری سوار باشد به میدان پیروزی خواهد رسید ونیز فرموده‎اند: انسان صبور و شکیبا پیروزی را از دست نمی‎دهد اگرچه زمان آن طولانی شود.
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیم اند براثر صبر نوبت ظفر آید

امیر سعیدی

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 19:30  توسط عمو امیدوار قزوینی  | 

 کیهان در یادداشت امروز خود نوشت: آمریکایی‌ها می‌گویند سه گزینه روی میز مذاکرات است و جمهوری اسلامی باید یکی از آنها را انتخاب کند؛ 1- توافق؛ که با توجه به محتوا و ابعاد فعلی آن، چیزی بیش از یک کلاه گشاد و بی انتها نیست! 2- تشدید تحریم‌ها 3- گزینه نظامی.

نگاهی دقیق به فعل و انفعالات محیطی نشان می دهد آنچه روی میز در جریان است، چیزی جز یک نمایش تردستانه برای پنهان کردن بازی مرموز زیر میز نیست. گزینه‌های روی میز آمریکایی‌ها از دو حال خارج نیستند. گزینه اول فرعی است و دو گزینه دیگر کارت‌های سوخته و بی ارزش. گزینه واقعی و اصلی آمریکا که از قضا زیر میز قرار دارد و صحنه سازی‌های روی میز برای پوشاندن آن است، چیزی نیست جز؛ «Regime Change From Within» یا همان «تغییر رژیم از درون». این موضوع جای تحلیل و بررسی بسیار دارد و در این مجال به برخی از ابعاد و نشانه‌های آن می‌پردازیم.

«رژیم» در ادبیات سیاسی واشنگتن، یک عبارت کنایی است که به «آرایش‌های سیاسی نامطلوب» اطلاق می شود. تعریف مبسوط یک رژیم از منظر واشنگتن «مجموعه‌ای حاکم از قوانین، هنجارها و ارزشهاست که رفتارها را تنظیم و کنترل می‌کند» و این مجموعه در تضاد با منافع و تعاریف آمریکا تعریف می شود.

این گزینه درباره جمهوری اسلامی ایران یک گزینه تازه تلقی نمی شود و اگر بخواهیم دقیق بگوییم، عمری به اندازه عمر جمهوری اسلامی دارد. عبارت «تغییر رژیم از درون» تا سال 2003 تقریبا در ادبیات سیاسی و رسانه‌ای آمریکا دیده نمی شود و نخستین استفاده از آن به سال 2003 باز می‌گردد. زمانی که دولت آمریکا به سردمداری جرج بوش افغانستان را اشغال، به عراق حمله کرده و زمزمه‌هایی مبنی بر تدارک حمله به ایران نیز به گوش می‌رسید. در این زمان اغلب کارشناسان و تحلیلگران آمریکایی به کاخ‌سفید درباره نتایج چنین حماقتی هشدار داده و ایران را لقمه‌ای بزرگتر از دهان آمریکا می‌دانند و گزینه «تغییر رژیم از درون» را به جای گزینه نظامی ارائه می‌کنند. تکرار این مفهوم در 5 سال اخیر رشدی تصاعدی و انفجاری داشته است.

تحقیقات نشان می‌دهد تا سال 2014 میلادی، 82 مورد مطالعه و تحقیق مستقل درباره «تغییر رژیم از درون» در کتاب‌ها، پایان‌نامه‌ها و ژورنال‌های علمی به چشم می‌خورد و نکته جالب آنکه بیش از دو سوم این تحقیقات و تالیفات درباره ایران بوده است! «ایوان ساشا شیهان» از محققان دانشگاه بالتیمور یکی از اصلی‌ترین نظریه پردازان در این زمینه است که سخنرانی، یادداشت و تالیفات مختلفی درباره این موضوع داشته و ارتباط تنگاتنگی با مراکز سیاسی و تصمیم سازی در آمریکا نیز دارد. شیهان در یکی از تحقیقات منتشر شده خود در این زمینه می‌نویسد؛ «برخی شاید معتقد باشند «تغییر رژیم از درون» یک مفهوم صرفاً ذهنی است که برای تشویق مخالفان و اپوزیسیون داخلی کاربرد دارد اما اینگونه نیست.» این همان چیزی است که ما را به آن متهم می‌کنند؛ توهم توطئه!

وی در ادامه به بررسی این مفهوم پرداخته و معتقد است؛ تحریم‌هایی که از ابتدای انقلاب سال 1979 علیه ایران وضع شد، اگر چه با عنوان «مهار» جمهوری اسلامی مطرح می شد اما ماهیتاً کارکردی جز تغییر از درون نداشت.

تحریم های واشنگتن علیه ایران بطور کلی به سه بهانه انجام شده است؛ حمایت از تروریسم، حقوق بشر و فعالیت‌های هسته‌ای. آمریکا مدعی است این تحریم‌ها برای تغییر رفتار ایران در حوزه‌های مورد اشاره وضع شده است اما جان بولتون -سیاستمدار آمریکایی که به واسطه سیاست‌های ضد ایرانی‌اش مشهور است- در مصاحبه ای با فایننشال تایمز در سال 2006 پرده از واقعیت تحریم‌ها برمی‌دارد و می‌گوید؛ «تغییر رژیم «هدف نهایی» از سیاست تحریم‌ها بود. سیاست تحریم، ایران را از داخل تحت فشار قرار داده و به نیروهای دموکراتیک کمک می‌کند.»
در موردی دیگر می‌توان به مقدمه طرح تحریم‌های نفتی -به عنوان یکی از سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ- اشاره کرد. در این پیش‌نویس آمده است؛ هدف از تحریم‌ها حرکت ایران به سوی انتخاب دولتی آزاد و دموکراتیک است!

گزینه واقعی آمریکایی‌ها نه یک مفهوم تئوریک که یک دستور عملیاتی در حوزه سیاست خارجی است و شامل گزینه‌های متنوعی می‌شود؛ از فعالیت‌های رسانه‌ای و تبلیغی گرفته تا کمک‌های مخفیانه به اپوزیسیون داخل کشور و فراری‌ها.

کاندولیزا رایس -وزیر خارجه وقت آمریکا- در سال 2006 از کنگره تقاضای 85 میلیون دلار برای کمک به مخالفان جمهوری اسلامی می‌کند و در توضیح این درخواست می‌گوید؛ «این پول صرف حمایت از آرمان‌های مردم ایران برای آزادی و دموکراسی خواهد شد.» کنگره با اختصاص 75 میلیون دلار موافقت می‌کند. در پایان سال مالی 2006 اعلام می‌شود کل این بودجه خرج شده و بطور سر بسته اعلام می‌شود این بودجه صرف کمک به رسانه‌های فارسی‌زبان، گروه‌های طرفدار دموکراسی در ایران و کمک به دانشجویان ایرانی در آمریکا شده است!

اوایل دسامبر 2012 ـ آذر ماه 1391 - در محافل سیاسی و رسانه‌ای غرب این احتمال مطرح شده بود که ممکن است ایران برای اعتمادسازی، غنی‌سازی 20 درصدی اورانیوم را متوقف کند و غرب در قبال آن برخی از تحریم‌ها را لغو کند. در پی این احتمال، دیوید فروم، یکی از نظریه‌پردازان نزدیک به کاخ‌سفید طی مقاله‌ای در سایت CNN نوشت؛ «اگر پرونده هسته‌ای ایران به نقطه پایان برسد، غرب برای حفظ پرستیژ بین‌المللی خود چاره‌ای جز لغو برخی از تحریم‌ها ندارد و حال آن که تحریم‌ها با دو هدف پلکانی تعریف شده‌اند. اول تغییر رفتار سیاسی ایران  - BEHAVIOR - و دوم تغییر ساختار - STRUCTURE - نظام.»

از منظر آمریکایی‌ها این تغییر می‌تواند در سه قالب محقق شود؛ انقلاب، کودتا و اصلاحات و از همین منظر است که طیف‌های متنوعی زیر «چتر» این گزینه قرار گرفته و مورد حمایت واقع می‌شوند؛ از گروهک منافقین که برای تغییر جمهوری اسلامی دست به اسلحه برده و ترور می‌کنند تا برخی اصلاح طلبان داخلی که مدعی کار در چارچوب قانون اساسی فعلی هستند. نمود بارز این گردهمایی زیر یک چتر را می توان در فتنه سال 88 دید که «همه احزاب و گروه‌های ضدانقلاب در داخل و خارج کشور» زیر چتر فتنه جمع شدند.

نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در سخنرانی جنجالی و البته نمایشی اخیر خود در کنگره آمریکا به موضوع حساس و قابل تاملی اشاره کرد که اغلب رسانه‌ها توجه چندانی به آن نکردند. نتانیاهو گفت؛ آمریکا به دنبال توافقی 10 ساله با ایران است اما من فکر نمی‌کنم که جمهوری اسلامی بعد از این مدت رژیم بهتری باشد!

این نکته سربسته با توجه به موارد فوق گویای واقعیت‌های بسیاری است. این اعتراف نشان می‌دهد آمریکایی‌ها به این توافق نه به عنوان یک قرارداد مرسوم و دو طرفه، بلکه به عنوان ابزاری در جهت اجرایی کردن گزینه اصلی و البته زیرمیز خود نگاه می‌کنند.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 9:54  توسط عمو امیدوار قزوینی  | 

از سال ‌90 تا امروز بیش از 13 هزار میلیارد تومان اختلاس و فساد مالی در کشور کشف شده که عاملان آنها تنها چهار نفر بوده‌اند. اما رییس قوه قضاییه از یک پرونده شش هزار و 500 میلیارد تومانی هم صحبت کرده که هنوز جزئیات آن مشخص نیست.

 با این حال حتی اگر فساد مالی 6 هزار و 500 میلیارد تومانی اخیر را که آیت الله آملی لاریجانی، رییس قوه قضاییه از آن صحبت کرده و یا ماجرای تازه شروع شده پدیده شاندیز را جزو رانت خواری ها، کلاهبرداری ها و تخلفات مالی ثابت شده به حساب نیاوریم، باز هم با رقم های کلانی رو به رو هستیم که باعث شده اند شمردن صفرهای زیاد این پول‌های از کف رفته برای مردم عادی شود. حتی این اواخر هم پای ثابت جوک های شبکه های اجتماعی هم واژه اختلاس شده است.

 چه کسانی دست در جیب ما کردند؟

آمارهای موسسه شفافیت بین‌المللی می‌گوید وضع ایران در فساد اداری و اقتصادی در یک سال گذشته بهتر شده است. حالا از میان 175 کشور جهان در جایگاه 136 قرار داریم و این یعنی تنها 39 کشور دنیا فساد اقتصادی کمتری را نسبت به ایران تجربه می‌کنند. با این وجود از ابتدای دهه 90 تا امروز بیش از 13هزار میلیارد تومان اختلاس و فساد اقتصادی در کشور انجام شده که عاملان آنها تنها 4نفر بوده‌اند: مه‌آفرید خسروی، بابک زنجانی، سعید مرتضوی و محمدرضا رحیمی.

 در ادامه می‌توانید معروف‌ترین فسادهای اقتصادی 3 سال گذشته را که بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند باعث شدند مردم ایران تورم 49 درصدی را تجربه کنند و یا حداقل در این تورم کشنده، موثر بوده اند را ببینید؛

اولی فساد سه هزار میلیارد تومانی که متهم آن مه‌آفرید امیرخسروی بود و اعدام شد

شرح ماجرا:

در شهریور ماه ۱۳۹۰مقامات قضایی از اختلاسی پرده برداری کردند که در آن زمان بزرگترین فساد مالی تاریخ ایران لقب گرفت. این بار پای 3هزار میلیارد تومان در میان بود و مه آفرید امیر خسروی با سرقت این رقم از شبکه‌های بانکی توانست رکورد 16ساله فاضل خداداد را بشکند که از سال 1374با فساد اقتصادی 123میلیارد تومانی اش رکورددار اختلاس در ایران بود. پرونده مه‌آفرید خسروی سوم خردادماه امسال بعد از هزار و 20 روز رسیدگی قضایی با اعدام او بسته شد اما چند ماه پیش از آن که حکم اعدام او اجرا شود، دومین پرونده اختلاس بزرگ به جریان افتاد که این بار رقم آن بیش از سه برابر سرقت مه آفرید خسروی بود.

 

دومی اختلاس 9 تا 12 هزار میلیارد تومان بود که متهم آن بابک زنجانی است هنوز حکمی درباره آن صادر نشده است.

شرح ماجرا:

بابک زنجانی با شرکت هلدینگ سورینتش درست زمانی دستگیر شد که در اوج فعالیت‌های اقتصادی خود بیش از 70 شرکت تجاری داشت و صاحب بانک‌هایی در مالزی، امارات و تاجیکستان بود. با این وجود بدهی بیش از دو و نیم میلیارد یورویی زنجانی به وزارت نفت و بانک مرکزی و همچنین جعل اسناد بانکی با پرداخت رشوه به بانک ملی تاجیکستان، اصلی ترین اتهاماتی بود که پای او را به زندان باز کرد. در پرونده بابک زنجانی، قاچاق طلا از ایران و همکاری با سعید مرتضوی در تخلفات مالی هم به چشم می‌خورد. در نهایت بابک زنجانی با اتهام فساد مالی 9هزار میلیارد تومان که عده ای آن را 12هزار میلیار تومان می دانند، راهی زندان اوین شد تا بعد از تکمیل پرونده، روند قضایی او طی شود.

 

سومی اختلاس هزار میلیارد تومان تومانی بود که متهم آن سعید مرتضوی است و مجازات آن هم ابطال حکم ریاست بر سازمان تامین اجتماعی است.

 

شرح ماجرا:

مرتضوی که به خاطر تخلفات مالی و پرونده کهریزک درگیر و دار دادگاه بود، با اتهام تصرف غیرقانونی در اموال شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی و اختلاس هزار میلیارد تومانی یک بار دیگر دادگاهی شد. اتهام مرتضوی در دل خود چندین عنوان مجرمانه را داشت. از واگذاری 138شرکت به بابک زنجانی گرفته تا پرداخت رشوه به نمایندگان مجلس. در گزارش تحقیق و تفحص از سازمان تأمین اجتماعی که در مجلس قرائت شد از رقم 6میلیارد تومانی هم صحبت شده بود که مرتضوی در روزهای پایانی دولت دهم به فکر پرداخت آن به مدیران دولت نهم و دهم افتاد و کارت هدیه 50میلیون تومانی به محمدرضا رحیمی و کارت‌های هدیه 100 میلیون تومانی به سرپرست وقت وزارت تعاون و معاون وقت اجتماعی رییس جمهور هم جزو همین پاداش‌ها بودند. گزارش تحقیق و تفحص البته از رقم‌های دیگری هم حکایت داشت که از ابتدای دهه 80 تا سال 92 تحت عناوین مختلف به صورت غیرقانونی هزینه شده بودند.

چهارم هم اختلاس دو میلیارد و 850 میلیون تومان است که متهم آن محمدرضا رحیمی است. او به پنج سال حبس، پرداخت دو میلیارد و ۸۵۰ میلیون تومان رد مال و یک میلیارد تومان جزای نقدی محکوم شده است.

شرح ماجرا:

معاون اول احمدی نژاد که ریاست ستاد هماهنگی مبارزه با مفاسد اقتصادی را هم به عهده داشت، به اتهام اختلاس دو میلیارد و 850 میلیون تومانی از بیمه ایران در زندان است. او که در سال 92 نشان ملی خدمت را از دستان احمدی نژاد گرفته بود، در سال 91 در فهرست کسانی که در پرونده اختلاس بزرگ از بیمه ایران نقش داشتند، معرفی شد. در آن زمان یکی از متهمان اصلی پرونده گفت که یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان به حساب شخصی محمدرضا رحیمی، رییس پیشین دیوان محاسبات و معاون اول احمدی نژاد، واریز کرده است و دو سال بعد، دادگاه رسیدگی به پرونده رحیمی را به 15سال زندان، پرداخت دو میلیارد و ۸۵۰ میلیون تومان رد مال و یک میلیارد تومان جزای نقدی محکوم کرد. این حکم در دی ماه امسال به پنج سال و ۹۱ روز حبس و پرداخت همان مقدار جریمه نقدی و رد مال تغییر پیدا کرد.

 

پنجمین اختلاس هم با رقم 6500 میلیارد تومان است که فرد اختلاس کننده ناشناس می‌باشد.

شرح ماجرا:

رییس قوه قضاییه چند روز قبل در لرستان اشاره ای به آن کرد و رسیدگی به آن را به بعد موکول کرد. آیت الله آملی لاریجانی گفته بود: دو تا سه پرونده بزرگ بانکی باید در آینده نزدیک رسیدگی شود که یکی از این پرونده‌ها مربوط به پرداخت 65 هزار میلیارد ریال تسهیلات بانک خصوصی به یک فرد است. این موضوع بر حسب گزارش بوده و تاکنون در دادسرا یا دادگاه مطرح نشده و این در حالی است که گفته می‌شود بخشی از این مبلغ به صورت ارز از کشور خارج شده است.

 

فسادهای مالی با ما چه می‌کنند؟

با این حال، دکتر اکبر محسنی فر، جامعه شناس معتقد است آثار فسادهای مالی تنها محدود به اقتصاد نمی‌شود و تاثیرات منفی اجتماعی هم در بر دارد. او به خبرآنلاین می‌گوید: مشاهده فساد اقتصادی و تکرار این پدیده در جامعه 3تاثیر اجتماعی روشن و مستقیم دارد. در اولین گام، مقایسه گری اجتماعی را زیاد می‌کند. سپس باعث ترویج فردگرایی و بی تفاوتی نسبت به همنوع شده و در نهایت همبستگی اجتماعی را کاهش می‌دهد.

 

دکتر محسنی فر ادامه می‌دهد: افراد وقتی در جریان فسادهای مالی با رقم‌های کلان قرار می‌گیرند خود را با بالا دستشان مقایسه می‌کنند و این تصور در آن‌ها شکل می‌گیرد که اگر آقای ایکس توانست با رانت خواری به امکانات و ثروت دست پیدا کند، چرا ما نتوانیم؟ همین نقطه شروعی است برای آنکه سعی کنند به امکاناتی فراتر از جایگاه خود دست پیدا کنند.

 

آنکه باید محاکمه شود، شهرام جزایری نیست

ترجیح منافع شخصی بر منافع عمومی مهم ترین آسیبی است که محسنی فر به آن اشاره می‌کند و آن را از تاثیرات افزایش فسادهای مالی می‌داند. او می‌گوید: جامعه ما به سمتی می‌رود که افراد فردگرا می‌شوند و منفعت طلبی‌های فردی شان پررنگ تر از هر وقت دیگری است. در واقع تکرار فسادهای اقتصادی به مردم نشان می‌دهد که می‌توانند همیشه راهی برای بهره برداری از پایین دست خود پیدا کنند.

 

دکتر محسنی فر معتقد است فساد اقتصادی محصول شرایط حاکم بر جامعه و قوانین اقتصادی است و برای آنکه چنین جوی مهار شود، مردم باید برخورد قاطع با مفسد را ببینند. او می‌گوید که زندانی شدن یا اعدام نمی‌تواند از نگاه اجتماع برخورد قاطعی با مفسد اقتصادی باشد: از دید مردم آنکه باید محاکمه شود، شهرام جزایری نیست. چرا که امثال شهرام جزایری در طول زمان باز هم پدیدار شدند. آنچه از نگاه اجتماع برخورد قاطع تلقی می‌شود، اصلاح قوانین و بستن راه فساد است. وقتی ساختار اقتصادی مبتنی بر رابطه باشد یا نواقص آن اجازه دور زدن قانون را بدهد، فساد اتفاق می‌افتد و این چیزی است که مردم آن را درک می‌کنند.

 

همه چیز برای پول بیشتر

در کنار همه این ها، این جامعه شناس یک خطر بزرگ دیگر را هم عنوان می‌کند و درباره آن هشدار می‌دهد: افزایش فساد اقتصادی، به دلیل یک تغییر اجتماعی رخ می‌دهد که در یکی دو دهه اخیر شاهد آن بوده ایم و از نظر اجتماعی خطرناک است. اقتصاد در کشور ما خیلی پررنگ شده و نقش محوری پیدا کرده. حتی این تفکر اقتصادی را می‌توانید در بین بچه‌ها هم ببینید که پول را معیار همه چیز می‌بینند. در چنین شرایطی که پول بزرگترین دغدغه افراد است، فساد اقتصادی اتفاق می‌افتد و کسب منفعت فردی بیشتر از هر چیزی اهمیت پیدا می‌کند و می‌بینیم که افراد از هر طریق سعی در کسب مال بیشتر دارند، ولو از روش‌های غیرقانونی. از طرف دیگر این تفکر غالب باعث می‌شود همه چیز معنای خود را در کنار پول و مسایل مالی از دست بدهد. کار، صرفا فعالیتی برای پول درآوردن می‌شود و تحصیل هم ابزاری است برای رسیدن به موقعیت مالی بهتر. این یعنی همه چیز تحت الشعاع پول قرار می‌گیرد و دیدن فساد مالی احساس ناامنی روانی ای ایجاد می‌کند که به این تفکر اقتصاد محور در جامعه دامن می‌زند.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 16:22  توسط عمو امیدوار قزوینی  | 

 «ژوآن کول» کارشناس مسایل خاورمیانه در مقاله‌ای نوشت ایران به 5 دلیل بهتر از اسراییل است.

وی در یادداشتی در سایت اختصاصی خود نوشت وی از معدود افرادیست که به ایران و اسرائیل سفر کرده است و هر دو جامعه را از نزدیک دیده است.

«کول» به قتل عام انگلیس‌ها و روس‌ها در اواخر قرن 19 میلادی و جریان احداث خطوط ریلی اشاره کرده است. وی هم‌چنین به قتل عام ایرانیان به دست انگلیس‌ها در جریان انقلاب مشروطه نیز اشاره‌ای داشته و می‌نویسد این قتل عام برای جلوگیری از اعطای حق آزادی به ایرانیان بود.

نویسنده این مطلب هم‌چنین حمایت انگلیس‌ها از حکومت پهلوی را که وی «دیکتاتوری پهلوی» می‌نامد، یادآور شده و در ادامه نیز مداخله امریکا در سقوط دولت مصدق در جریان ملی شدن صنعت نفت ایران و به قدرت رساندن محمد رضا پهلوی را ذکر می‌کند.

در ادامه نویسنده این مطلب می‌نویسد، ایرانی‌ها از این همه دخالت خارجی‌ها در مسایل داخلی خود خسته شده و با برکناری شاه، حکومتی را بر مبنای ایده‌ئولوژی و فرهنگ ایرانی بویژه فرهنگ دینی پایه گذاری کردند.

نویسنده می‌افزاید ایران در تقابل با ناسیونالیسم اروپایی و امپریالیسم عمل کرد و این اقدام را همواره در تقابل با سیاست‌های غربی ادامه داده است. وی در ادامه مدعی شد اسراییل نیز درتقابل با ناسیونالیسم اروپایی و امپریالیسم برخواست اما در ادامه هم‌پیمان و متحد سیاست‌های غربی شد.

ژوآن کول تفاوت‌هایی میان ایران و اسراییل را نام می برد که به طور شگفت‌انگیزی ایران را  به اسراییل برتری می‌دهد. وی دلایل برتری ایران به اسراییل را در 5 دسته بیان کرده است.

1. ایران بمب هسته‌ای ندارد و عضو معاهده ان‌پی‌تی (معاهده عدم اشاعه هسته‌ای) است و عکس آن‌چه همواره در رسانه های غربی و از زبان سیاسیون غربی علیه ایران گفته می‌شود، هیچ مدرکی دال بر این وجود ندارد که ایران برنامه فعال برای سلاح اتمی دارد؛ هم‌چنین رهبری ایران ساخت، انباشت و استفاده از کلاهک‌های هسته‌ای را ممنوع اعلام کرده است. اما در نقطه مقابل، اسراییل از امضای معاهده ان‌پی‌تی امتناع کرده و صدها کلاهک هسته‌ای در اختیار دارد که به طور مخفیانه ساخته می‌شوند.

این کلاهک‌های اسراییلی مخفیانه و از طریق اقدامات جاسوسی و قاچاق در آمریکا ساخته می‌شوند و سران اسراییل بارها به طور ضمنی یا تلویحی گفتند اسراییل آمادگی استفاده از این کلاهک‌های هسته‌ای را دارد. از سوی دیگر «آریل شارون» نخست وزیر سابق اسراییل به «جورج دبلیو بوش» رییس جمهور وقت آمریکا هشدار داد اگر صدام موشک‌های بالستیک شیمیایی به سوی اسراییل ارسال کند، در پاسخ اسراییل بغداد را بمباران هسته‌ای خواهد کرد.

2. ایران از سال‌های دور هیچ حمله نظامی به هیچ نقطه‌ای در جهان صورت نداده است، اما اسراییل در سال‌های 1956، 1967 ، 1982 ، 2006، 2009 و 2014 آغازگر جنگ بوده است.

3. در دوره مدرن نیز ایران به سرزمین‌های همسایگان تعدی نکرده و در سال 1359 هم عراق بود که تجاوز خونین علیه ایران انجام داد و درپی آن، ایران به مدت 8 سال درگیر جنگ شد. بعد از آن‌که این تجاوزات به پایان رسید، ایران هرگز تلاشی برای مقابله به مثل و تجاوز به خاک عراق انجام نداد.

منشور سازمان ملل سال 1323 کشورها را از الحاق زمین‌های کشورهای مجاور به خاک خودشان به سبب جنگ، منع کرده است. کاملا در تقابل این مصوبه، اسراییل با 4 میلیون فلسطینی بی‌خانمان مانند هر جمعیت بی خانمانی رفتار کرده است.  

فکر نمی‌کنم در طول زندگی من هیچ یک از این فلسطینی‌ها حق تابعیت در سرزمین خودش را دریافت کند؛ زندگی این فلسطینی‌ها هم‌چنان با تحقیر و استعمار و غصب شدن ادامه یافته است.

4. تمام ایرانی‌هایی که در این کشور زندگی می‌کنند اجازه دارند در انتخابات سراسری ایران شرکت کنند، حتی یهودیان ایرانی در مجلس حضور دارند. اما نقطه مقابل این، در اسراییل از میان 12 میلیون نفر جمعیت آن، 4 میلیون نفر هیچ حق رأیی در سیاست‌های اسراییل که همان سیاست‌های حاکم بر آنان است، ندارند.

5. دولت حسن روحانی سعی در تضعیف مذاکرات دولت اوباما ندارد، مذاکراتی که هدف آن تضمین دهد ایران نیروگاه برق هسته‌ای دراختیار داشته باشد اما سلاح هسته‌ای در اختیار نداشته باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 14:32  توسط عمو امیدوار قزوینی  | 

علاءالدین بروجردی صبح امروز در سومین اجلاس هم‌اندیشی دریای خزر که در هتل بوتانیک شهرستان گرگان در حال برگزاری است، اظهار کرد: هشت حوزه اکتشاف و دو چاه در دریای خزر احداث شده و ده‎ها چاه نیز قابل استحصال است که از لحاظ سیاسی و اقتصادی اهمیت ویژه‎ای دارد.

وی تصریح کرد: 10 درصد درآمدهای حاصل از استخراج نفت دریای خزر صرف سه استان حاشیه خزر می‎شود که اگر این ایده مورد تائید دولت قرار بگیرد در مجلس آن را مطرح خواهیم کرد.

رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس بر لزوم پیگیری جدی و برنامه‎ریزی شده اتصال دریای خزر به خلیج فارس تاکید کرد و افزود: این ایده از یک پشتوانه و تجربه جهانی برخوردار است که می‎تواند یک تحول زیست‎‎محیطی عظیم در مناطق کویری کشور ایجاد کند.

بروجردی بیان داشت: تجربه چین در کانال یک‎هزار و 300 کیلومتری از جنوب به شمال این کشور و تجارب جهانی نشان‌ دهنده این مهم است که این دیدگاه به واقعیت عملی نزدیک است.

به گفته وی؛ قرارگاه خاتم با تشکیل کارگروه‎هایی در حال مطالعه و امکان‎سنجی پروژه است، با توجه به توانمندی قرارگاه خاتم اگر این هدف در کشور کم‎آب ما محقق شود با توجه به آثار زیست‎محیطی در حمل و نقل دریایی نیز می‎تواند تحول‎ساز باشد.

این مقام مسئول بیان داشت: دریای خزر بزرگترین دریاچه جهان با وسعت 413 کیلومتر مربع که 162 هزار کیلومتر مربع از خلیج فارس کشور است عمق آن با بیش از 10 هزار متر مربع، 10 برابر عمیق‎تر از خلیج فارس است.

بروجردی با اشاره به اینکه حجم آب دریاچه خزر با 77 هزار کیلومتر مربع 9 برابر حجم خلیج فارس است، اظهار کرد: همه ویژگی‎ها به علاوه منابع سفره‎های فسیلی و خاویار و همسایگی با چهار کشور شمالی، این دریاچه را به منبع عظیم ثروت تبدیل کرده است.

وی با بیان اینکه دریای خزر پس از فروپاشی شوروی، مهم‌ترین دغدغه حقوقی و منافع ملی ما محسوب می‎شود، گفت: هیچ‎گاه در تمام سال‌های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با وجود امکان تقسیم این دریاچه میان ایران و اتحادیه جماهیر شوروی اما شناورهای ایرانی اجازه عبور از حسینقلی آستارا را پیدا نکردند.

رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی بیان داشت: امروز گرچه تا رسیدن به وضع مطلوب راه دشواری داریم ولی استقرار سکوی نفتی امیرکبیر در منطقه 17 درصد دریای خزر و رسیدن به نفت یک اقدام ارزشمند در راستای اهداف اقتصادی صورت گرفته است.

بروجردی با اشاره به سخنان رئیس‎جمهور در زمینه غیرقابل قبول بودن توافق دوجانبه بیان داشت: همه پنج کشور در دریاچه خزر ذی‎حق هستند و هرگونه اقدامی در راستای بهره‎برداری از این دریاچه باید مبتنی بر تفاهم جمعی باشد.

وی از دریاچه خزر به عنوان دریاچه صلح، دوستی، همکاری چندجانبه و محیط زیست سالم یاد کرد و گفت: جمهوری اسلامی معتقد است هیچ نیروی نظامی خارج از منطقه نباید در دریای خزر حضور یابد، آنچه که متاسفانه در خلیج فارس شاهد هستیم، با توجه به اینکه این سیاست هر بار اعلام شده که امنیت منطقه باید توسط کشورهای منطقه حفظ شود و نیازی به حضور نیروهای بیگانه نداریم.

رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس تاکید کرد: حضور قدرتمندانه ارتش جمهوری اسلامی ایران و فرماندهی معظم کل قوا ضرورتی است که در آینده نیز باید تقویت شود.

بروجردی با ارائه پیشنهادی بر ضرورت برنامه‎ریزی دقیق علمی برای حفظ ثروت منحصر به‌فرد خاویار ایرانی دریای خزر تاکید کرد و گفت: تاسیس پژوهشکده ویژه خاویار در این منطقه ضروری است و اگر این مهم مورد توجه قرار نگیرد نسل ماهیان خاویاری متوقف می‎شود.

وی همچنین نسبت به برگزاری نخستین اجلاس کمیسیون‎های سیاست خارجی مجالس کشورهای حاشیه دریای خزر و اجلاس روسای مجالس این کشورها تاکید کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 21:17  توسط عمو امیدوار قزوینی  |